از قالب فروش فایل زونکن رونمایی شد (کلیک کنید)
سبد خرید
0
هیچ محصولی در سبد خرید نیست.
  • تمام دسته ها
  • سخنرانان
  • شعرا
  • کتاب
  • محصولات ویژه
  • مداحان

زندگینامه حاج اصغر گنج خانلو زنجانی (روشن دل)

ما هر چه داریم از اهل بیت (ع) داریم.

حاج اصغر زنجانی (زاده ۱۳۲۴)  از ۸-۹ سالگی وارد عرصه مداحی شد.

حاج اصغر ساده پوش، مهربان و کمی شوخ طبع است، او که عمر خود را صرف بازگویی مصائب اهل بیت (ع) نموده است، شوخی هایش نیز خالی از سوز نیست و همین سوز و گداز اوست که روضه و مصیبت خواندن های او را مؤثر و دلنشین کرده است، او جواب ما را می داد، امّا خواسته یا ناخواسته مجلس مصاحبت با او به مجلس روضه ی سیدالشهدا (ع) تبدیل شد و همه ی آنهایی که برای دیدن او فرصت را مغتنم شمرده بودند، آرام آرام اشک می ریختند. حاج اصغر، اما، فارغ از اطرافیان، با صدای بلند ناله سر داده بود و گریه می کرد.

حاج اصغر زنجانی ترجیح داده است تا چشمان تن فروبسته بمانند، و برای شفای خود از اهل بیت (ع) تقاضایی ندارد، او می داند که بهترین مسیر برای قرب باری تعالی بندگی خالصانه و با بصیرت است و چنین شخصی شایسته ی عنوان روشندلی است.

 

با تشکر از این که محبّت کردید و به دعوت ما پاسخ مثبت دادید، لطفا بفرمایید که از چه زمانی به ذاکری اهل بیت (ع) مشغول شدید؟

بسم اللّه الرحمن الرحیم. ربّ اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی

یفقهُ قولى؛ السّلام علیک یا ثار اللّه؛

من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم

روز اول آمدم دستور تا آخر گرفتم

 

با عرض تشکر از دوستان، من هر چه بگویم ناتوانم از درک ساحت مولا سیدالشّهدا، ارواح من سواه الفداه، در این دستگاه و در این دایره، اگر بپذیرد نوکر کوچکی باشم. از آن وقتی که یادم می آید و با نام مقدس سیدالشهدا(ع) دهانم را عطرآگین کرده ام، با اینکه:

هزار بار دهان را اگر بشویم به گل و گلاب

 هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی است

ولی بالأخره، خودمان را قاطی کردیم؛ از آن وقتی که یادم می آید نام سیدالشهدا را بر زبان داشتم بسیاری از مداحانی که الآن هستند دوستان من هستند و اخلاص به محضرشان دارم، ولی بیشترین رابطه ام با آقای منزوی بود که از سال ۴۴ خدمت ایشان ارادت داشتم، اگر جسارت نباشد خیلی با او عشق کردم با نام سیدالشهدا(س).

 

حوه ی آشنایی تان با امام راحل(ره) چگونه بود؟

با امام راحل (ره) یک مقدار آشنایی داشتم، تا سال ۴۷ یا ۴۶ یک مسافرت به عراق داشتم

که خودش داستان مفصلی دارد. ۶ ماه در عراق بودم آن وقت خیلی ارادتم بیشتر شد.

در مدرسه مرحوم آیت الله العظمی بروجردى، امام خمینی (ره) اقامه ی جماعت می کردند،

 من هم اذان می گفتم، معمولا نماز هم می خواندم و ایشان خیلی به من مرحمت داشتند.

در عراق در شهر نجف نوارهایی بود بزرگ و چهار لبه، چند تا از آنها را با صدای امام می خواستیم به

ایران بیاوریم، در موقع بازرسی دیدم که رو می شود، من چهار تا از آنها را خوردم و از آن به بعد آرام آرام وارد کار سیاسی هم شدیم؛ اصلا نام سیدالشهدا(س) خودش هم دین است، هم سیاست است، هم انقلاب است. آدم به کدام مطلبش نگاه کند و بخواهد وارد سیاست نشود؟

این رابخواند و تجزیه کند: انّی لا اری الموت الا السعادة والحیاة مع الظالمین الا برما؛ یا حرف پدر ایشان را: لا تکن عبد غیرک جعلک الله حرا یعنی که فقط بنده ی خدا باش،

بنده ی غیر خدا نباش، خدا تو را آزاد آفریده است.

 

نحوه ی اقامه ی عزا در آذربایجان و زنجان چگونه بوده است؟

در آذربایجان و زنجان تقریبا از عید قربان شروع می کردند؛ در اردبیل هم که بودم، از شب یازدهم ذیحجه شروع می کردند؛ می گفتند: هفته خوانى. دسته در می آوردند و مردم را برای عزاداری محرم آماده می کردند. اول بچه ها شروع می کردند، خیلی سوزناک بود.

بچّه ها می گفتند: حسین، حسین، مظلوم حسین… این ها طوری می گفتند که دل آدم را به کربلا می بردند.

بعد شعرهایی به ترکی می خواندند که مضمونش این بود: زمزمه ی محرم است، مگر نمی بینى؟

از عید قربان تمام کوچه ها آماده ی محرم می شد. بنده ی ناچیز دوستانه عرض می کنم که این

دهه ی اول محرم را اگر در خانه ها گریه نکردید، مسئله ای نیست، دهه ی اول محرم موقع داد زدن است، در خیابان ها باید داد زد. همه باید بدانند، این اثر دارد.

این که چند روزپیش از محرم شروع می کردند، خیلی اثر داشت. الآن هم در تبریز، شام عید غدیر، در مسجد توحید (اگر اشتباه نکنم) شروع می کنند. این خودش اثر دارد و تبلیغ است.

درست است که سیدالشهدا(س) زنده می ماند و خدا این طور می خواهد، ولی ما وظیفه داریم

برای نسل آینده الگو باشیم، هرچند نام سیدالشهدا (س) پاینده است، عزای سیدالشهدا(س) را

اگر زمینیان هم نگیرند، ملکوتیان می گیرند:

جن و ملک برآدمیان نوحه می کنند…

به ما هم آموخته اند طوری نوحه سرایی کنیم که هم عزا باشد هم برای دین تبلیغ باشد.

ما این طور دیدیم و الآن هم هست. الآن از روز اول محرم در زنجان دوتا دسته در می آید، یکی از مزار شهدا و یکی هم دسته ای که در زنجان بنیان گذار هیأت هاست که از مسجد میربهاءالدین در می آید.این هم خیلی اثر دارد، روز اول محرم، در شهرستان ها، روز خبری نیست و شب ها عزاداری می کنند. اما در زنجان از روز اول محرم عزاداری ها شروع می شود.

 

اگر خاطره ای از تشرف به عتبات عالیات دارید، لطفا نقل کنید.

من ۱۵مرتبه مشرف شده ام. بالأخره کربلا هر سفرش عالمی دارد؛ ولی ۲بار اول، یکی سال ۴۶که

شش ماه آنجا بودم، هرجا که می رفتم: حلّه،موصل،مدائن، شهرهای زیارتى، شب برمی گشتم کربلا،

در آن شش ماه، یک شب به غیر از کربلا جای دیگری نخوابیدم. در آن زمان اجازه ی زیارت نمی دادند

و دوسه مرتبه ما گرفتار شدیم. مخصوصا یک بار که تیراندازی کردند و با استفاده از سگ های شکاری

مارا گرفتند و دست های مارا بستند. یکی از دوستان به زبان آذری گفت که من می خواهم یک طوری

دور این آقا بگردم که ما را آزاد کند. من گفتم: نه ما زیارت کسی آمدیم که از بچه‌هایش گذشته است

و سربلند زندگی کرده، سربلند! ما نوکر او هستیم، خدا کریم است.

بالأخره ما از ارباب تقاضا کردیم، نگو آنها زبان ترکی را می فهمیدند! بعد به ما گفتند که این حرفت را

تکرار می کنى؟ من گفتم: بله. گفتیم و آنها خوششان آمد ظاهرا و ما آزاد شدیم.

یک شب هم مهمان بودیم در یک دهى؛ تقسیم می کردیم مثلا سه نفر، چهار نفر در یک منزل

مهمان باشیم. جایی که ما مهمان بودیم، به ماگفتند که روضه بخوان! گفتم: من فقط روضه ی

امام حسین(ع) را می توانم بخوانم روضه ی دیگر بلد نیستم. یکی گفت: نخوان!من دو سه خط خواندم،

اما به فارسى. وقتی خوابیدیم یک جوانی گفت:  این ها را می کشیم امشب، بعد این دو نفر که با ما بودند ترسیدند، من دلداری دادم و گفتم که بالأخره یک کسی ما را می‌پاد. این جوان با مادرش حرفش شده، او گفت می کشم، مادر گفت: مهمانان من اند. من به یاد بچه های مسلم افتادم. جوان اصرار می کرد، زن گفت ما این ها را مهمان آوردیم، هی مادر اصرار کرد و ما توسل کردیم به قمر بنی‌هاشم، عباس بن امیرالمؤمنین روحی لتراب مرقده الفداء یا کاشف الکرب را خواندیم گفتم مساله ای نیست ما استراحت کردیم، من تقریبا بیدار بودم، دیدم پسر آماده می شود، مادر هم آمده آخر مادر گفت که می روم به عباس ابن علی(ع) شکایت می کنم؛ طوری شد که دیدیم پسر ناراحت آرام آرام گریه می کند؛ خلاصه عباس (ع) کارش را کرد.

ما وقتی کربلا رسیدیم کفش ها از بین رفته بود و چند روز پا برهنه بودیم. شب ساعت ۱۱بود،گفتند

حرم بسته است، من گفتم نه من عهد کرده ام. رسیدیم پشت در. من برای اینها یک نوحه خواندم،

دیدیم خادم در را باز کرد.

 

به نظر شما یک مداح چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

من خودم یک پارچه نقصم، ولی سیدالشهدا(س) عنایتی کرده است؛ انسان باید خواندنش

و رفتارش حسینی باشد. ما هرچه داریم از اهل بیت(ع) داریم. بله درآن حدیث معروف داریم

که اگر به دو ثقل اکبر و اصغرمتمسک بشوید، لن تضلوا ابدا هرگز گمراه و ذلیل نمی شوید،

پس به قرآن و به عترت متوسل بشوید.

                                                        

گاهی می بینیم که فارسی زبان ها به دنبال سبک هایی می روند که حزنش کم تر است،

چه چیزی باعث شده که نوحه های آذری سوزش را از دست ندهد؟

جوان های آذری در حالی که به سمت نوگرایی می روند، باز هم حرف شنوی دارند.

الآن هم حرف شنوی دارند، در جلساتی که ما داریم، وقتی می گوییم فلان آهنگ را نخوان،

او فکر می کند و خودش متوجه می شود که بعضی آهنگ ها با ساحت مقدس سیدالشهدا(س)

هم خوانی ندارد. من احساس می کنم که این حرف شنوی در آذربایجان و زنجان بیشتر است.

اگر ممکن است کمی هم در مورد مراسم تشت گذاری بگویید.

 

– این ها سه تاست؛ یکی علم بدُّخ، یکی یخه باقلما این مال تبریز است؛

یکی طشت گذاری، این مال اردبیل است که الآن به همه جا سرایت کرده و زنجان هم هست.

 

علم بدُّخ مراسمی است که علم ها را برای عزاداری و دسته آماده می کنند؛ تشت گذاری هم

به این معناست که اگر بچه ها تشنه شدند، مقید نباشند بیایند از ما بخواهند، هرموقع تشنه شدند

بردارند. مردم هم بسیار اعتقاد دارند و شفا هم می گیرند.

 

یکی هم یخه باقلاما است؛ این تبریزی ها روز سوم سیدالشهداء(س) جمع می شوند

نوحه می خوانند، تا بعد از آن همه گریه کردن، آرام شوند؛ البته هر چند تا اربعین عزا هست،

این هم خودش عالمی دارد، در تهران هم در بعضی هیأت های ترکان دیده ام و همه ی این مراسم

در اصل به خاطر فراخوانی مردم است و مردم هم انصافا هم علاقه دارند و هم به حاجت هایشان

می رسند و نمونه هم زیاد است.

 

از جبهه هم برای ما بگویید و اگر با شهیدزین الدین ملاقاتی داشته اید برای ما تعریف کنید!

اوایل جنگ مداح ها کمتر به جبهه می رفتند، لشگر عاشورا آن زمان نبود، تازه تیپ بنا بود به فرماندهی حاج احمد کاظمی تشکیل شود؛ رزمنده ها واقعا همه نوحه خوان شده بودند در معیت شهید مدنی (ره) که به جبهه می رفتیم، نزدیک خوزستان، گفت حمام پیدا کنید، می خواهیم به زیارتگاه جبهه برویم باید غسل زیارت کنیم. یک جایی پیدا کردند، گفت: نیت غسل زیارت کنید. بعد به من گفت بخوان و خودش سینه می زد.

نوحه هم که برای جبهه نداشتیم، گاهی خودمان می گفتیم، از دوستان هم خواهش می کردیم که نوحه بگویند. با لشکر۱۷علی (ع) هم زیاد بودیم، با آقای شهید صادقی با شهید جواد دل آذر، با مرحوم شهید زین الدین. چند شب که در لشکر ۱۷خواندم، یک شب شهید مهدی زین الدین – خدا رحمتش کند

– افتاد به پای من، گفتم بابا بلند شوید، فرمانده! رئیس!

شهید زین الدین گفت: نه، من یادم هست روز اربعین می آمدید در قم می خواندید، من بچه بودم.

من سال ها پیش در قم این نوحه را خوانده بودم:

ای خانم معصومه مژده عمه ات آزاد شد

خانه ی آل امیه یکسره برباد شد

ایشان گفت:شما این ها را می خواندید. من ازخدا آرزو می کردم می شود ما هم جهاد کنیم؟!

بعد جدا شدیم آمدیم لشکر عاشورا، جزیره مجنون شمالى، جنوبى، کارخانه نمک و کنار فاو با شهید باکری و بسیاری از شهدا در خیبر، بدر و خلاصه سعادتی داشتیم و آنها دست ما را می گرفتند.

 

خاطره ی شنیدنی از حاج تقی شریعتی دارید؟

ما یک عید زمستان محرم را دیدیم؛ نزدیک های عید بود، اجازه نمی دانند که دسته دربیاید.

سابق نزدیک محرم یک سرهنگی را می فرستادند برای زنجان و قبل از زنجان هم برای اردبیل،

آنها را می ترساندند هى می کشم، می زنم، می اندازم زندان!  آقای شریعتی به چند نفراز جمله ما دستور داد یک سطل قشنگ گل درست کردند، یک خرده خیس کردند، یه کت و شلوار قشنگ پوشید و از مسجد وارد کوچه شد، کوچه وصل بود به بازار، وارد بازار که شد، گل را ریختند روسرش و شروع کرد به خواندن شعر ترکی که:

شیعیان هنگام عزای حسین (ع) رسیده است.

مردم را تشویق کرده بودند که خرید عید بکنند. آقای تقی شریعتی شعر می خواند، ما هم به دنبالش. به تمام کلانتری ها بیسیم زدند. ایشان هم کار خودش را می کرد. یک صدای رسا و خیلی قشنگی هم داشت. هر چه پلیس می آمد، او فقط می خواند. تا امامزاده هم نتوانستند جلوش را بگیرند.

 

در این سِیر با چه کسی آشنا شدید و حشر و نشر داشتید؟

اوایل مرحوم حاج ملا آقاجان بود، اواخر هم مرحوم آقای فخر، مرحوم آقا سید عباس، مرحوم آقای جعفر مجتهدی که حدود ۲۵سال ارتباط داشتیم. با این آقایان بودن هم خیلی سود داشت. اصلا نشستش، برخاستش، خودش همین قم آمدن هایش؛ خلاصه فیض جاری است، ممکن است کسی بهره ی زیادی از این دهه ببرد یا سهمش کم باشد، ولی به هر حال فیض جاری است.

 

به نظر شما یک جوان مداح، چطوری می تواند معرفت خودش را زیاد بکند؟

برای جوانان اولا عرض می کنم که با وضو باشند همیشه؛ ثانیا از خود سیدالشهدا (س) مدد بگیرند.

تا می توانند نمازشان را در وقت بخوانند؛ نمازشان را با خشوع بخوانند. اینها باعث می شود که زنگار از این آینه کنار برود و رفتارشان طوری بشود که مستعمین از آنها ادب یاد بگیرند.

 

اگر یک مداح دچار خطا شد، ما چه وظیفه ای در قبالش داریم؟

آقا به ما یاد داده است که تا می توانیم دستش را بگیریم و حمایتش کنیم، نصیحتش کنیم نگذاریم غرق شود، ان شاءالله خطا را ترک می کند، توبه می کند، خدا هم توبه پذیراست.

 

شما به کدام روضه بیشتر علاقه دارید؟

روضه ی عطش عالمی دارد و اهل معرفت هم خیلی با آن صفا می کنند.

 

تا حالا برای بازگشت نور چشم خودتان دعا کرده اید؟

نه.

 

چرا؟

ما این دو بیت را همیشه برای مردم می خوانیم، باید خودمان هم عمل کنیم:

یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد.

 

عزاداری های الآن باشکوه تر است یا عزاداری های دهه ی شصت؟

همین سالها هم مراسمات خیلی باشکوه برگزار می شود. دهه ی اول زنجان آن قدر باصفا است

وجمعیتی که می آیدکم نظیر است، آن روزها حال و هوای دیگری داشت یادش بخیر…..

 

از آقای نهاوندیان اگر خاطره ای دارید بیان کنید.

سال مرحوم شدن ایشان، احتمال می دهم اربعین شب شنبه بود. صبح جمعه ما شرق تهران جلسه داشتیم. مرحوم نهاوندیان آن روز اصلا عالمی داشت. به هم علاقه داشتیم، می آمد می نشست زانوی من را فشار می داد و می گفت:آخرشه. جلسه باحال بود و قرار بود بعداز ظهر هم ساعت ۳حرکت کنیم. حاج آقا قلبش کمی ناراحتی داشت، ولی مرتب این طرف و آن طرف می رفت. ماشین ها هم زیاد بود، همه را خودش مدیریت می کرد، ناهار هم یا نمی خورد یا سرپایی داخل ماشین. هی می آمد به ماشین سرمی زد به یکی نمی دانم مقداری کشمش می داد، یکی دیگر یک چیز دیگر، بعد هم که رسیدیم به هر نوحه خوان که می رسید، بغل می کرد و می بوسید. و پیاده که شدیم زبان حال زینب را که معنی اش این است: حسین جان همه ی شامات را گردیده ام و خسته به کربلا رسیده ام به ترکی می خواند و گریه می کرد. بعد می گفت:۴۵ساله من اربعین ها آمدم اینجا گریه کردم و نشست، بقیه نشستند کنارش، گفتند الآن بلند می شود، دیدند نه…

آنجا که خورده بود مِی آن جا نهاد سر

دردی کشی که مست شراب شبانه بود

 

// مردی که با چشمان بسته نور حسین(ع) می‌بیند

مصاحبه ای از خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)

 

مصاحبه با سؤال ساده ما و پاسخ بزرگ حاج علی اصغر زنجانی شروع شد؛ وقتی بچه بودید دوست داشتید مداح شوید؟

من برای رسیدن به جایی که می‌خواستم، مداحی را بهانه کردم

پاسخ زنجانی این بود: عشقی که در وجود من به سید‌الشهداء(ع) بود، هست و خواهد بود ـ اگر بپذیرند ـ باعث شد که مداحی را بهانه کنم و به قول نظامی «چون میسر نیست من را کام او عشق بازی می‌کنم با نام او»، در مداحی هم به هیچ‌جا نتوانستیم برسیم مداحی یک داستان عریض و طویلی دارد.

از استادان مداحی او سؤال کردیم که پاسخ داد: برای آموزش مداحی افرادی در اطراف ما بود؛ اما من دیدم که باید از خود ائمه(ع) بطلبم و مدد بگیرم و مدد هم گرفتم و آرام آرام از ۱۰، ۱۱ سالگی شروع کردم به مداحی.

این مداح پیشکسوت کشورمان به تفاوت‌های مداحی در گذشته و حال اشاره و عنوان کرد: مداحی در گذشته خاص و متفاوت از اکنون بود و برای خود حرفی برای گفتن داشت. مقدمه، مؤخره و … داشت و مثل منبر اول شعرهایی می‌خواندیم که عبرتی و نصیحت‌آمیز باشد و جلسه را آماده می‌کردیم. در جلسات عزاداری قدیم همه چیز بر عهده مداح بود و همه چیز به مداح ختم می‌شد اما اکنون بلندگو، اکو، تنظیم صدا، نور و … اضافه شده است.

نشدن مداحی‌های کنونی تأکید کرد: با وسایل جدیدی که وجود دارد فهم‌ها خیلی بالا رفته است و اکنون مداحی مطالعه و دانش زیاد می‌طلبد و فرد مداح باید خیلی تلاش و کنکاش کند؛ در این خط و این داستان انسان هر قدر بفهمد و وارد این دایره شود، بهتر است. برخی فکر می‌کنند که دو تا شعر که بخواند مداح می‌شود اما مداحی دانش زیادی را می‌طلبد.

مداحی یعنی شما سخنگوی نهضت امام حسین(ع) هستید

زنجانی در پاسخ به این سؤال که آیا مداحان جوان ما نیز متوجه این مسئله هستند که باید علم و دانش خود را افزایش دهند، گفت: ما باید از «فرزدق» یاد بگیریم که سخنگوی حضرت سجاد(ع) شد. مداح هم در واقع اکنون سخنگوی نهضت حضرت سید‌الشهداء(ص) به فراخور حال خودش است.

بیایید ….. اینجا حرفی برای گفتن داریم

وی ادامه داد: وقتی «السلام علیک یا اباعبدالله» گفته می‌شود (مداحی‌ها معمولاً با این جمله آغاز می‌شوند)؛ در واقع یعنی اینجا حرفی برای گفتن داریم و می‌خواهیم کربلا را برای شما بگوییم؛ این همه از کربلا گفته‌اند اما باز هم حدیث کربلا گفته نشده است. باید ببینیم در کربلا چه شده است، بیایید ببینیم آیا شما توان شنیدن و ما توان گفتن را داریم؟

حاج زنجانی در ادامه سخنانش منقلب شد و با رنگ و بوی مداحی ادامه داد: «می‌خواهیم فرهنگ کربلا را با شعر بگوییم. با شعر بگوییم که چرا متوکل می‌خواهد قبر امام حسین(ع) را ویران کند؟ آن قبر مگر چه خطری برای متوکل داشت آن هم قبری که حتی ضریح هم نداشت! پس چرا متوکل می‌خواست آن را ویران کند، چرای این مسئله را «ماهاتما گاندی» گفت که ای مردم هند من هیچ چیزی برای شما ندارم اگر می‌خواهید از انگلستان استقلال بگیرید من فقط داستان ابا‌عبدالله(ع) را مطالعه کردم. با نام حسین (ع) بیایید هند را از چنگ انگلستان خارج کنیم و این کار را کرد.»

 

اولین مداحی برای زائران امام رضا(ع)

حاج علی اصغر زنجانی از اولین مداحی خود در جمع تعداد زیادی از مردم نیز گفت، وقتی که ۱۱ ساله بوده و هیئتی از زنجان می‌خواست عازم مشهد شود. جمعیت زیادی برای بدرقه و التماس دعا آمده بودند که برای اولین بار مداحی کرد و امام رضا(ع) هم به او مدد رسید.

 

امام (ره) گفت من ترکی را یاد گرفتم که فقط برای سید‌الشهداء(ع) گریه کنم

وی در پاسخ به این سؤال که چرا مداحی‌ها به زبان ترکی سوزناک‌تر است؟ گفت: باید مداح، مداح باشد. مردم از هر خواندنی لذت نمی‌برند؛ باید دید مداحی از کجای وجود آدم بیرون می‌آید. مداحی باید از دل بیرون بیاید؛ مرحوم امام(ره) به من گفت من ترکی را یاد گرفتم که فقط برای سید‌الشهدا(ع) گریه کنم. اولین بار هم که به عراق مشرف شدم مرحوم «حکیم» با اینکه فارسی را خیلی کم متوجه می‌شد ولی وقتی ما شروع کردیم به مداحی استقبال کرد و ۲۰ روز شخصاً ما را مهمان کرد و طی این مدت مداحی می‌کردیم. مداحی هنر است؛ «سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست».

زنجانی در خصوص ویژگی‌های شعر مداحی هم گفت: شعر باید همه جانبه باشد به نهضت ما بخورد (همسو با نهضت حسینی باشد)، از لحاظ تاریخی صحیح و از نظر هنری ارزش بالایی داشته باشد.

 

الگوهای مداحی خوبی داریم جوانان به پیشکسوتان نگاه کنند

وی ادامه داد: مداحان جوان ببینند قدیمی‌ها چه چیزهایی را خوانده‌اند. هنوز یاد و خاطره مداحی‌های مرحوم حاج حسن محمدی، مرحوم حاج حسن دولابی، مرحوم حاج محمد علامه و مرحوم شمشیری که با ما دوست بودند باقی است و این افراد چندان از دوره کنونی دور نبوده‌اند. الگوهای خوبی در مداحی داریم و مداحان جوان باید از آنها الگو‌برداری کنند باید به سراغ پیشکسوتان بروند و ببینند آنها با سید‌الشهداء(ع) چه الفتی داشته‌اند.

و جایی که جملات برای بیان احساسش کافی نبود شعر می‌خواند: «بر من لباس نوکریم را کفن کنید/ نوکر اگر بهشت رود باز نوکر است / فرموده است حضرت صادق هر آنکسی / گریان جد ماست که با ما برادر است/ در حج و در عبادت و در سجده‌های شب/ گریه کن حسین شریک پیامبر است / ما را از این تلاطم دنیا هراس نیست/ تا کشتی نجات حسینی شناور است».

زنجانی ادامه داد: این‌ها برای تعارف و وقت گذرانی نیست با این مطالب سال‌ها عشق کرده‌اند. پیامبر(ص) قبل از شهادت امام حسین(ع)، وقتی ایشان را می‌دید از منبر پایین می‌آمد، به دنبال او می‌دوید، او را بغل می‌کرد، می‌بوسید، می‌بویید و می‌فرمود: بیا بیا ای زینت آسمان‌ها، آسمان‌ها از زمینیان حسین(ع) را بهتر می‌شناسند.

بیان این جملات چنان لذت و شعفی در این مداح به وجود آورد که بی‌اختیار از صندلی خود بلند شد و درست همانند مداحی در میان خیل جمعیت بلند خواند: «عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت / قنداقه حسین شرف عرش اعظم است/ گفتم یوسف گفت بله او شاه مصر باشد/ حسین شاه عالم است».

با شور خوانده‌ایم که محاسن‌مان سفید شده‌ است

از شور و حالش که پرسیدیم گفت: با شور خوانده‌ایم که محاسنمان سفید شده‌ است و یک تأثیر این شور و توسل به حسین(ع) در زندگیمان این بود که نزدیک به هفت سال در بیابان‌های خوزستان، غرب، سومار و … مانده‌ایم. «گفتیم حسین جان غم عشقت بیایان پرورم کرد»

لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب(ع)

از وی در خصوص خاطرات جنگ سؤال کردیم که خواند: «یاران سید‌الشهدا(ع) یادتان به خیر/ ای کشتگان راه خدا یادتان به خیر». اطراف شلمچه با موتور می‌رفتیم که جوانی از من سؤال کرد، حاج علی اصغر راه کربلا کی باز می‌شود؟ گفتم: ان شاء الله باز می‌شود، چطور؟ گفت: من به مادرم قول داده‌ام که او را ببرم. یک ساعت بعد که بمباران هوایی شد به من خبر دادند که همان جوان ترکش خورد و شهید شده است و در لحظه شهادت به رفیقش گفته است: برو به حاج علی اصغر بگو راه کربلا باز شده. من رفتم.

 

تفاوت مداحی در جبهه با مداحی در شهر/ همه بسیجی‌ها مداح شده بودند

زنجانی از کم بودن مداح در جبهه سخن گفت و اینکه خود بسیجیان همه مداح شده بودند و آنجا به جوانان مداحی یاد می‌داده است؛ شاگردانی که چند نفر از آنها شهید شدند و چند نفر دیگر بازگشتند و مداحی را ادامه دادند.

درآمد از مداحی / با پادشاه گو که روزی مقدر است

وی در خصوص مطالبی که درباره درآمدهایی که برخی مدعی دریافت آن هستند، گفت: بسیاری از اینها شایعه است. اما برخی با این استدلال که چند سال دیگر پیر می‌شوند و دیگر کسی به سراغ آنها نمی‌آید، چنین پول‌هایی را می‌گیرند و علناً هم دریافت آن را اعلام می‌کنند.

زنجانی در پاسخ به این مطلب که چه چیزی باعث می‌شود تعدادی از مداحان این کار را انجام ندهند؟ اظهار کرد: ارادت و شناخت سید‌الشهداء(ع) و خود را محتاج به سید الشهداء(ع) دانستن. اعوذ بالله من الشیطان رجیم «یَا أیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ؛ اى مردم شما به خدا نیازمندید و خداست که بى‏‌نیاز ستوده است». (آیه ۱۵ سوره فاطر). خداوند در این آیه نمی‌گوید «ای مومنان» بلکه می‌فرماید: «ای مردم» همه فقیر الی الله هستیم و مداح باید این را بداند و معتقد باشد که «ما آبروی صبر و قناعت نمی‌بریم / با پادشاه گو که روزی مقدر است».

مداح باید با قرآن انس داشته باشد

از حاج آقای زنجانی سؤال کردیم شما در صحبت‌های خود مدام از قرآن و احادیث استفاده می‌کنید اما برخی از مداحان فقط بر جنبه احساسی واقعه عاشورا تکیه می‌کنند، آیا چنین مداحی می‌تواند کامل باشد، که پاسخ داد: حضرت سید‌الشهداء(ع) یک شب جنگ را به عقب انداخت برای چه؟ برای اینکه همسر و فرزندان خود را ببیند؟ خیر برای اینکه نماز خواندن را دوست دارند و دوست دارند با الله سخن بگویند این را ما باید کنکاش کنیم که متأسفانه نکرده‌ایم مداح باید با قرآن انس داشته باشد و از این انس لذت ببرد؛ «اللهم ارزقنا حلاوه ذکرک» در مداحی باید شعر، تأثیرگذاری صدا، قرآن و حدیث کنار هم باشند تا یک مداحی کامل شود.

 

یا باید خوب خواند، یا نخواند

این مداح پیشکسوت کشورمان در خصوص اینکه آیا فرزندان یا بستگان خود را نیز به مداحی تشویق کرده است یا خیر، گفت: دیدم مثل من نمی‌توانند بخوانند گفتم نخوانند. یا باید خوب خواند، یا نخواند.

 

از عمل بالاتر نیت است/ آمده‌ایم که نوکری کنیم

وی در پاسخ به این سؤال که فردی صدای خوبی دارد و علاقه هم دارد چطور می‌تواند یک مداح واقعی شود، گفت: کمی سخت است اول باید از خود ائمه(ع) مدد بگیرند. البته افرادی هستند که مثلاً می‌آیند و دو سالی هم مداحی می‌کنند اما بعد منصرف می‌شوند و می‌روند. استادان مداحی ما هم باید طوری باشند که شاگردان را جذب کنند و به آنها بگویند که برای چه آمده‌اند. کلاس‌های مداحی که در حال حاضر وجود دارد خوب است اما کافی نیست. اول باید استاد به شاگرش بفهماند برای چه اینجا آمده است. از عمل بالاتر نیت است. مداحی برای این است که نوکر سید الشهداء(ع) باشیم…

«نوکر آن نیست که در کیسه پشیزی دارد/ نوکر آن است که ارباب عزیزی دارد/ روی نی روی زمین یا به سر دوش نبی/ باز ارباب منی در همه حالت ارباب/ نمک شور تو یک عمر نمک‌گیرم کرد / ای به قربان تو روزی حلالت ارباب».

حاج علی‌اصغر زنجانی که مداحی را به عنوان شغل در نظر نگرفته بود و شغل آزاد دارد به سایر مداحان نیز توصیه می‌کند که اگر مداحی را به عنوان یک شغل نگاه نکنند اگر چه سخت اما بهتر است.

ما که می‌خواهیم «السلام علیک یا ابا عبد الله» بگوییم باید از لقمه حلال شروع کنیم

وی از دغدغه‌های مداحان قدیمی برای مداحان جدید هم سخن گفت و عنوان کرد: دغدغه‌ها زیاد است، به ما گفته‌اند که غذای شبهه‌ناک نخورید؛ یعنی غدایی که نسبت به حلال بودن آن شک دارید نخورید و این اول کار است و از اینجا باید آغاز کرد. پیامبر(ص) فرمود: کسی یک لقمه غذای غیر حلال بخورد ۴۰ روز عبادتش قبول نیست و ما که می‌خواهیم «السلام علیک یا ابا عبدالله» بگوییم از اینجا باید شروع کنیم «تو خود حدیث مفصل بخوان از این دفتر».

همه به او نگاه می‌کنند

وی ادامه داد: مداح باید همیشه با وضو باشد، غذای حلال بخورد و متوجه باشد با چه کسی هم نشین می‌شود، از جلسه که خارج می‌شود چطور در شهر رفت و آمد می ‌کند و … . در مورد حضرت ابوالفضل(ع) می‌خوانیم «جز آن زمان که مَشک به دندان گرفت بود/ در عمر خویش خنده دندان‌نما نکرد». مداح باید در وارد شدن به مجلس، نشستن، حرف زدن و تمام رفتارهای خود توجه کند چون همه به او نگاه می‌کنند.

زنجانی به اصرار ما از دستگیری‌های متعدد خود توسط ساواک سخن گفت و عنوان کرد: از سال ۵۰ دستگیری‌های ما شروع شد. حکم تیر(دستور قتل) ما را در زنجان صادر کرده بودند به همین دلیل به تهران آمدیم، بعد رفتیم لاهیجان، کرمان و … .

 

اولین دیدار با امام راحل

و از اولین دیدارش با امام راحل، گفت: حدود سال ۴۷ اولین دیدارمان با امام(ره) هم در حرم حضرت امیرالمومنین(ع) بود که من مشغول مداحی بودم، امام(ره) چون آنجا هم تحت نظارت بود، سعی می‌کردند به مردم زیاد نزدیک نشوند تا برای مردم مشکلی ایجاد نشود اما با اشاره ما را متوجه کردند که فردا هم برویم.

 

دیدارهای متعدد با مقام معظم رهبری در جبهه

وی از دیدارهای متعددش با مقام معظم رهبری در جبهه که وقتی مداحی «لای لای ای جبهه لرین یورگونی ای خسته جاوانلار/  لای لای ای جوانان خسته ی جبهه/ لای لای ای شهد شهادتن ایچیب کامه چاتان لار/ لای لای ای جوانانی که شهد شهادت نوشیدید و به آروزتون رسیدید». ایشان این مداحی را بسیار پسندیند.

 

باید مطابق با زمان مداحی کرد

از وی خواستیم که نوارهای کاست قدیمی خود را در اختیار ما قرار دهد تا بر روی اینترنت قرار دهیم اما قبول نکرده و عنوان کرد: آن مداحی‌ها اکنون به درد نمی‌خورد باید مطابق با زمان مداحی کرد.

مداحی که بیشتر از همه دوست دارد

زنجانی درباره مداحی که بیشتر از همه دوست دارد، بیان کرد: همه شاید این شعر را بدانند اما برای من چیز دیگری است «ای که به عشقت اسیر، خیل بنی‌آدمند/ سوختگان غمت با غم دل خُرمند / هر که غمت را خرید عشرت عالم فروخت / باخبران غمت بی‌خبر از عالمند/ یوسف مصر بقا در همه عالم تویی (حسین جان) در طلبت مرد و زن آمده با درهم‌اند».

وی درباره مداحی ترکی که دوست دارد، اظهار کرد: گزسه عیسی گویلری بیر الده گون بیر الده آی (اگر حضرت عیسی از آسمان در حالی که در یک دستش ماه و در دست دیگری خورشید است بیاید و عالم را بگردد)/ کل عالمده تاپا بلمز بیزیم مولایه تای (در تمام عالم پیدا نمی‌‌شود مانند مولای ما)/ دورسا بیر صفده گوزللر سن حسینی باشدا سای (اگر تمام زیبایان عالم در یک صف بایستند تو حسین را در اول صف بدان)/ ویردی الله سوم شعبان اونی زهرایه پای (سوم شعبان خداوند حسین(ع) را به زهرا(س) هدیه داده است).

 

وقت جان دادن همه ما در کنارت هستیم

و مداحی زیبای خود را این گونه ادامه داد: خوش به حال کسانی که در این وادی هستند و توانسته‌اند یک دانه حتی یک دانه «یا حسین» قشنگ بگویند. امام صادق(ع) از فردی سؤال کرد: کربلا می‌روی گفت خیر، گفت برای امام حسین(ع) گریه می‌کنی گفت بله. گفت خوش به حالت وقت جان دادن همه ما در کنارت هستیم.

از حاج آقای زنجانی سؤال کردیم: آیا اکنون هم شعرهای خوبی سروده می‌شود، پاسخ داد: نه مثل قبل شعرهای قبلی حال و هوای عجیبی داشتند مثل این شعر که می‌گوید: سَس دوشده عالَمَ حسین امتحان وری (صدا در عالم پیچید که حسین دارد امتحان می‌دهد) ساقی کوثر اوغلی لب تشنه جان وری (پسر ساقی کوثر لب تشنه جان می‌دهد) سو یوخده دست آماز آلا گاننان آلب وضو (آب برای وضو نیست با خون وضو می‌گیرد».

 

جسارت نمی‌کنم/ هرچه آقا بگوید

 

از مداح روشندل کشورمان پرسیدیم خیلی‌ها در روضه امام حسین(ع) شفاعت می‌طلبند، شما از امام حسین(ع) برای چه چیزهایی شفاعت طلبیده‌اید؟ که پاسخ داد: من هیچ جسارتی نمی‌کنم هر چه آقا بگوید. آیا برای چشمانتان طلب شفاعت کردید؟ نه. آمدند، رد کردیم.

 

«هر کس ز در تو حاجتی می‌خواهد / من آمده‌ام از تو، تو را می‌خواهم»

 

وی در پایان خطاب به جوانان یک نصیحت داشت: جوانان توکل‌شان را تلاش‌شان را بیشتر و توقعات‌شان را کم کنند. دنیا همین است توکل کنند و به جلو بروند. مجلس امام حسین(ع) که می‌آیید درس بخوانید و بیایید امام حسین علم را دوست دارد. باید با دید خوب و امید به دنیا نگاه کنید و این درسی است که من از حسین(ع) یاد گرفته‌ام و بدانند قرآن و عترت از هم جدا نیستند.

توسط
تومان