از قالب فروش فایل زونکن رونمایی شد (کلیک کنید)
سبد خرید
0
هیچ محصولی در سبد خرید نیست.
  • تمام دسته ها
  • سخنرانان
  • شعرا
  • کتاب
  • محصولات ویژه
  • مداحان

زندگینامه حاج ابراهیم رهبر

مداح با صفای اهل بیت از استان آذربایجان شرقی که با مداحی شعر ((ای قلم سوزلرینده اثر یوخ )) آوازه جهانی پیدا کرده و این شعر در تمام محافل مذهبی و مهدوی دنیا شناخته شده می باشد .

 

حاج ابراهیم رهبر مداح با اخلاص و ارادتمند خاص امام عصر(عج) که عاشقان و منتظران حضرت بقیه ا…(عج) او را با نوای دلنشینش در فراق یوسف زهرا(س) می شناسند و هر غروب جمعه با اجرای شعر(ای قلم سوز لروندا اثر یوخ) او، غم دوری از آقا و مولایشان در دلها، صد چندان می شود.

 

وی متولد ۱۳۴۱ تبریز، درحال حاضر شغل آزاد دارد(فروش فرش) و ساکن تبریز می باشد.

 

 از ۱۵سالگی یعنی از سال ۱۳۵۶ با هدایت و تشویق روحانی هیات، مرحوم حجت الاسلام اهری، به مداحی روی آورده و تا الان هم در این کسوت است.

 

صداقت، پاکی و تقوی را مشخصه اصلی یک مداح مداند و می گوید:  اعمال و عملکرد یک مداح و ذاکر باید مورد تایید اهل بیت(علیهم السلام) باشد.

 

احترام به پیشکسوتان، عالم و عامل به مسائل دینی، ظاهرالصلاح، با وضو در مجالس اهل بیت(علیهم السلام) حاضر شدن، رعایت ادب و آداب مجالس، مواظبت از زبانی که ذکر و ثنای اهل بیت(علیهم السلام) را می گوید، که مبادا در وادی گناه و معصیت بیفتد و …

 

وی ادامه می دهد: اجرایی کردن خواسته های علمای دین، خصوصا مقام معظم رهبری، به نظر من با توجه و دقت در آن فرمایشات و عمل به آنها تحقق پیدا می کند. در این زمینه مطالعه کتاب «لؤلؤ و مرجان» مرحوم محدث نوری در باب منبر و روضه خوانی و مداحی می تواند ما را در این راه کمک فراوان کند.

 

حاج ابراهيم رهبر  در مورد مداحي زيباي خود در مورد آقا امام زمان (عج) که در ديدار با رهبر معظم انقلاب نیز اجرا کرده است می گوید:

معرفی و شناساندن واقعی حضرت حجت(عج) به مردم، ایجاد آمادگی لازم در آنها برای تحقق جامعه مهدوی می تواند در کار مداحان در عصر غیبت به صورت جدی دنبال شود.

 

 ما در این عالم با وجود حضرت صاحب(عج) حیات داریم و زندگی می کنیم و از انصاف به دور است که از واسطه فیض الهی و حجت حق بر روی زمین دور باشیم.

 

غیبت از خود ما است اگر ما خودمان را اصلاح کنیم فرج آقا و مولایمان نزدیک می شود.

 

وی در مورد اولین اجرای این شعر می گوید:

 

شب نیمه شعبان بود، با جمعی از مداحان در یک مراسم برنامه اجرا کردیم، با وجودی که خسته بودم به دعوت دوستان به هیات انصارالحسین(ع) رفتیم.

 

دوستان ابیاتی را خواندند و نوبت به من رسید، من هم چند بیتی را خواندم که یکی از دوستان برگ کاغذی به من داد که ابیاتی در آن نوشته شده بود و گفت بخوان.

 

پیدا کردن سبک برای شعری که بدستم رسیده بود مشکل بود، در ذهن سبک را آماده کردم و شروع به خواندن کردم.

 

ایام مصادف بود با بسته شدن راههای کربلا، در شعر هم اشاره ای به آن شده بود، عوامل مختلفی دست به دست هم داد و در آن مراسم شور و حال خاصی پدید آمد.

 

 به نظر هرچه بود از عنایات حضرت ولی عصر(عج) بود و خلوص شاعر آن شعر.

 

جناب آقای صفایی زنجانی، شاعر آن بودند البته من شناخت چندانی از ایشان ندارم ولی همین قدر بگویم که هرچه بود از خلوص نیت او سرچشمه گرفته بود.

 

خودشان نقل می کردند که: «شب جمعه ای بود در حرم امام رضا(ع) از حضرت خواستم تا کمکم کند تا شعری در مورد امام زمان(عج) بگویم، صبح زود وقتی چشمم به گلدسته های حرم امام رضا(ع) افتاد بیت اول شعر به زبانم جاری شد.

 

همین طور که در حرم راه می رفتم ابیات در ذهنم شکل می گرفت و من هم یادداشت می کردم، یادم هست بیت آخر را در کنار ایوان طلا نوشتم. این شعر را به مدد امام رضا(ع) گفتم.»

 

ای قلم سوزلَرین دَه اَثریوخ

ای قلم در حرف هایت اثری نیست

 آشنا دَن مَنَه بیرخَبَر یوخ

از آشنا برای من خبری نیست

گَلدی بو جومعَه دَ گِشدی آلله

این جمعه هم آمد و گذشت ای خدا

 فاطمَه یوسیفینَّن خبر یوخ

از یوسف فاطمه(س)خبری نیست

 یاندی پروانَه لَرشمعِ سوندی

پروانه سوخت و شمع زندگیش خاموش شد

 آیریلیقدان اورَه قانَه دوندی

از جدایی دل ها خون شد

 شَأنیدَه رُتبَه دَه بی بَدَل سَن

در شأن و مقام بی همتایی

 هرگوزَل دَن آقا سَن گوزَل سَن

از هرزیبایی آقا تو زیباتری

 کیم دییر آیریلیق در دَه سال ماز؟

چه کسی می گوید جدایی انسان را دردمند نمی کند؟

 عاشیقین صبرینی اَل دَن آلماز؟

وصبرِ عاشق را لبریز نمی کند؟

 ای گوزوم یول لارا باخ داریخما

ای چشمم به راه نگاه کن و دل تنگ مشو

 گون همیشَه بولوت آت دا، قالماز

چون که خورشید همیشه زیر ابر نمی ماند

 قونچَه گول لَر نَه اندازَه سُل سون

غنچه ی گل چقدر پرپر شود؟

قلبیلَر قویما قانیلَه دُلسون

مگذار قلب ها خون شود

گَلدی بو جُمعَه دَه گَلمَدین سَن

این جمعه هم آمد ولی شما نیامدید

 گون سایِم جمعه ی دیگَر اولسون

روزها را می شمارم تا جمعه ی دیگر برسد

 ای “صفایی” هَلَه دُز فراقه

ای “صفایی” صبر کن در فراقش

 یول سالاخ بیزدَه بیردَه عراقَه

تا بارِ دیگر مسیرمان به طرف عراق بیفتد

قلبیلَر غُصَّه دَن داغلی قالدی

قلب ها از غصه ات داغدارشده است

 یا امام زمان گَل اَمان دی

یا امام زمان(عج)بیا و رحم کن

کربلا یول لاری باغلی قالدی

راه های کربلا بسته مانده

توسط
تومان